کودک این سالها
از شب بسیار گفته اند
و ما نیز هم
و چه کهکشانهای خفته
که زخم هاشان بوی شب می دهد
ونیمه های دیگر ماه هم
سیلی خورده ی همین تاریکی هاست
و هر گل که بینی
تکیه داده به نیمه ای تاریک بیدار است
پس برگردم و هوش خود را پاک کنم از صبح ؟
اکنون آفتاب را کجا بنشانم ؟
بگو کودک این سالها
کی بی گریه آمدی سوی خانه ؟
+ نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 1:42  توسط جمشید قنبری
|
